تبليغاتX
یا اباصالح المهدی ادرکنی (عج)
یا اباصالح المهدی ادرکنی (عج)
اسلامی-مذهبی-برنامه همراه جدید-مقاله-کتاب کشکول-حجاب-اخلاق جنسی وده ها کتاب مقاله و برنامه های دیگر
صفحه نخست
ایمیل مدیر
یا اباصالح المهدی ادرکنی (عج)

 



   نام کتاب :وصيت نامه سياسي _ الهي امام خميني (ره)
تهيه کننده :مرکز تحقيقات اسلامي سپاه
تاريخ انتشار : زمستان 1378

شرح حديث ثقلين
برخورد با قرآن در طول تاريخ
مباهات به ملت مسلمان ايران
پيروى از سيره اهل بيت (ع )
انقلاب اسلامى هديه غيبى
رمز پيروزى و بقاء انقلاب اسلامى
توطئه بد جلوه دادن جمهورى اسلامى
وصيت به مخالفان و منحرفان
توصيه به ملّت ايران و ملتهاى اسلامى
وحدت روحانى و دانشجو
خود باختگى ملتهاى تحت ستم
دانشگاه ها
مجلس شوراى اسلامى
انتخابات
رهبرى ، رياست جمهورى
قوه قضائيه
حوزه هاى علميه
تبليغات
قواى مسلح ، بازوان قدرتمند نظام
بيدارى و هوشيارى نيروهاى مسلّح
استقامت قواى مسلح در وفادارى به اسلام
صدا و سيما، مطبوعات
توصيه به سران و هواداران گروهكها
كمونيستهاى آمريكايى
گروههاى مسلمان مايل به شرق و غرب
توصيه به عناصر تبليغاتى گروهكها
اقتصاد، مالكيت و عدالت اجتماعى
روحانيون مخالف نظام
مسلمانان و مستضعفان جهان
وصيت به ملّت شريف ايران

 مـن بـا جـرئت مـدعـى هـسـتـم كـه ملت ايران وتوده ميليونى آن در عصر حاضر بهتر از ملت حجاز (48)در عـهـد رسـول الله ـ صـلى الله عليه و الله و سلامه عليهما ـ مى باشند. آن حجاز كـه در عـهـد رسـول الله ـ صلى الله عليه و آله ـ مسلمانان نيز اطاعت از ايشان نمى كردند و با بـهـانـه هـايى به جبهه نمى رفتند ـ كه خداوند تعالى در سوره (توبه ) با آياتى آنها را تـوبـيـخ فـرمـوده وعـده عـذاب داده اسـت . وآن قـدر بـه ايـشـان دروغ بـسـتـنـد كـه ، بـه حـسـب نـقـل ، در مـنـبـر بـه آنـان نـفـريـن فـرمـودنـد. و آن اهـل عراق و كوفه كه با اميرالمومنين آن قدر بـدرفـتارى كردند و از تاريخ معروف است . و آن مسلمانان عراق و كوفه كه با سيدالشهداء ـ عـليه السلام ـ آن شد كه شد. و آنان كه در شهادت دست آورده نكردند، يا گريختند از معركه ، و يا نشستند، تا آن جنايت تاريخ واقع شد.
امـا امـروز مـى بـيـنـيـم كـه ملت ايران ، از قواى مسلح نظامى و انتظامى و سپاه و بسيج تا قواى مـردمـى از عـشـاير و داوطلبان و از قواى در مى كنند و چه حماسه ها مى آفرينند. و مى بينيم كه مردم محترم سراسر كشور چه كمكمهاى ارزنده مى كنند. و مى بينيم كه بازماندگان شهدا و آسيب ديـدگـان جـنگ و متعلقان آنان با چهره هاى حماسه آفرين و گفتار و كردارى مشتاقانه و اطمينان بخش ، با ما و شما روبرو مى شوند. و اينها همه از عشق و علاقه و ايمان سرشار آنان است به خداوند متعال و اسلام و حيات جاويدان . در صورتى كه نه در محضر محضر امام معصوم ـ صلوات الله عـليـه ـ و انـگـيـزه آنـان ايمان و اطيمان به غيب است . و اين رمز موفقيت و پيروزى در ابعاد مـخـتلف است . و اسلام بايد افتخار كند كه چنين فرزندانى تربيت نموده . و ما همه مفتخريم كه در چنين عصرى و در پيشگاه چنين ملتى مى باشيم .
[وصيت به مخالفان و منحرفان ]
بـا جـمـهـورى اسلامى مخالفت مى كنند، و به جوانان ، چه دختران و چه پسرانى كه مورد بهره بردارى منافقان و منحرفان فرصت طلب و سودجو واقع شده اند، مى نمايم كه بى طرفانه و با فكر آزاد به قضاوت بنشينيد؛ و تبليغات آنان كه مى خواهند جمهورى اسلامى ساقط شود و كـيـفيت عمل آنان و رفتارشان با توده هاى محروم ، و گروهها و دولتهايى كه از آنان پشتيبانى كـرده و مـى كـنـنـد، و گـروهـهـا و اشـخـاصـى كه رفتارشان در بين خود و هوادارانشان و تغيير مـوضعهايشان در پيش آمدهاى مختلف ، را با دقت و بدون هواى نفس بررسى كنيد، و مطالعه كنيد حـالات آنـان كـه در ايـن جـمهورى اسلامى به دست منافقات و منحرفان شهيد شدند، و ارزيابى كـنيد بين آنان و دشمنانشان ، نوارهاى اين شهيدان تا حدى در دست و نوارهاى مخالفان شايد در دسـت شـمـاهـا بـاشـد؛ بـبـيـنـيـد كـدام دسـت طـرفـدار بـرادران ، شـمـا ايـن اوراق را قبل از مرگ من نمى خوانيد، ممكن است پس از من بخوانيد، در آن وقت من نزد شما نيستم كه بخواهم بـه نـفـع خـود و جـلب نـظـرتان براى كسب مقام و قدرتى با قلبهاى جوان شما بازى كنم . من بـراى آنـكـه شـمـا جوانان شايسته اى هستند علاقه دارم كه جوانى خود را در راه خداوند و اسلام عـزيز و جمهورى اسلامى صرف كنيد تا سعادت هر دو جهان را دريابيد. و از خداوند گذشته ما و شما با رحمت واسعه خود بگذرد. شماها نيز در خلوتها از خداوند همين را بخواهيد، كه او هادى و رحمن است .
[توصيه به ملّت ايران و ملتهاى اسلامى ]
و يـك وصـيت به ملت شريف ايران و ساير ملتهاى مبتلا به حكومتهاى فاسد و در بند قدرتهاى بـزرگ مـى كنم . اما به ملت عزيز جوانان برومندتان به دست آورديد همچون عزيزترين امور قـدرش را بـدانـيـد، و از آن حفاظت و پاسدارى نماييد؛ و در راه آن ، كه نعمتى عظيم الهى و امانت بـزرگ خـداونـد اى اسـت ، كـوشـش كـنـيـد؛ و از مـشـكـلاتـى كه در اين صراط مستقيم پيش مى آيد نـهـراسـيـد كه إ ن تَنْصُروا اللّه يَنْصُركم و يُثَبِّتْ اءقدامَكم (49)و در مشكلات دولت جـمـهـورى اسـلامى با جان و دل شريك و در فع آنها كوشا باشيد؛ و دولت و مجلس را از و به مـجـلس و دولت و دسـت انـدكاران توصيه مى نمايم كه قدر اين ملت را بدانيد؛ و در خدمتگزارى بـه آنـان ، خـصـوصـا مـستضعفان و محرومان و ستمديدگان كه نور چشمان ما و اولياى نعم همه هـسـتـنـد و جـمـهـورى اسلامى ره آورد آنان و به فداكاريهاى آنان تحقق پيدا كرد و بقاى آن نيز مـرهـون خدمات آنان است ، فروگزار نكنيد؛ و خود را از مردم وآنان را از خود بدانيد؛ و حكومتهاى طـاغـوتـى را كـه چـپـاولگـرانـى نماييد، البته با اعمال انسانى كه شايسته براى يك حكومت اسلامى است .
و امـا بـه مـلتـهـاى اسـلامـى توصيه مى كنم كه از حكومت جمهورى اسلامى و از ملت مجاهد ايران الگـو بـگـيـريـد؛ و حـكـومـتهاى جائر خود را در صورتى كه به خواست ملتها، كه خواست ملت ايـران اسـت ، سـر فـرود نـيـاوردنـد، بـا تـمام قدرت به جاى خود بنشانيد، كه مايه بدبختى تـوصـيـه مـى كـنـم كـه به بوقهاى تبليغاتى مخالفان اسلام و جمهورى اسلامى گوش فرا نـدهـيـد كـه هـمـه كوشش دارند كه اسلام را از صحنه بيرون كنند كه منافع ابرقدرتها تاءمين شود.
[وحدت روحانى و دانشجو ]
د ـ از نقشه هاى شيطانى قدرتهاى بزرگ استعمار و استثمارگر، كه رضاخان اوج گرفت و در زمـان مـحـمـد رضا با روشهاى مختلف دنباله گيرى شد، به انزوا كشاندن روحانيت است ؛ كه در زمـان رضـاخـان بـا فـشـار و سـركـوبـى و خـلع لبـاس و حـبـس ‍ و تبعيد و هتك حرمات و اعدام و امـثـال آن ، و در زمـان مـحـمـد رضـا بـا نقشه و روشهاى ديگر، كه يكى از آنها ايجاد عداوت بين دانـشـگـاهـيـان و روحـانـيـان بـود، كه تبليغات وسيعى در اين زمينه شد؛ و مع الاسف به واسطه بيخبرى هر يك طرف ، از دبستانها تا دانشگاهها كوشش شد كه معلمان و دبيران و اساتيد و رؤ ساى دانشگاهها از بين غربزدگان يا شرق زدگان و منحرفان از اسلام و ساير اديان انتخاب و بـه كـار گماشته شوند، و متعهدان مؤ من در اقليت قرار گيرند؛ كه قشر مؤ ثر را كه در آتيه حـكـومت به دست مى گيرند از كودكى تا نوجوانى و تا جوانى طورى تربيت كنند كه از اديان مـطـلقا، و اسلام بخصوص ، و از وابستگان به انگليس در آن زمان ، و طرفدار سرمايه داران و زمـيـنـخواران و طرفدار ارتجاع و مخالف تمدن و تعالى در بعد از آن ، معرفى مى نمودند. واز طـرف ديـگـر، بـا تـبـليـغـات سـوء روحـانـيـون و مـبـلغـان و مـتدينان را از دانشگاه و دانشگاهيان تـرسـانـيـده و همه را به بيدينى و بى بند و بارى و مخالف با مظاهر اسلام و اديان متهم مى نـمـودنـد. نتيجه آنكه دولتمردان مخالف اديان و اسلام و روحانيون و متدينان باشند؛ و حكومت و هـر چـه مـتـعـلق بـه آن اسـت باشند؛ و اختلاف عميق بين دولت و ملت و دانشگاهى و روحانى راه را بـراى چـپاولگران آنچنان باز كند كه تمام شئون كشور در تحت قدرت آنان و تمام ذخاير ملت در جيب آنان سرازير شود. چنانچه ديديد به سر اين ملت مظلوم چه آمد، و مى رفت كه چه آيد.
اكـنـون كه به خواست خداوند متعال و مجاهدت ملت ، از روحانى پاره و سد قدرت ابرقدرتها را شـكـسـتـنـد و كـشـور را از دسـت آنـان و وابـسـتـگانشان نجات دادند، توصيه اينجانب آن است كه نسل حاضر و آينده غفلت نكنند، و دانشگاهيان وجوانان برومند عزيز هر چه بيشتر با روحانيان و طلاب علوم اسلامى پيوند دوستى و تفاهم را محكمتر و استوارتر سازند، و از نقشه ها و توطئه هاى دشمن غدار
(50)غافل نباشند؛ و به مجرد آنكه فرد يا افرادى را ديدند كه با گفتار و رفـتـار خود و اگر تاءثير نكرد، از او روگردان شوند و او را به انزوا كشانند، و نگذارند تـوطـئه ريـشـه دوانـد، كـه سـرچـشـمه را به آسانى مى تواتند گرفت . و مخصوصا اگر در اساتيد كسى پيدا شد كه مى خواهد انحراف ايجاد كند، او را ارشاد، و اگر نشد، از خود و كلاس خـود طرد كنند. و اين توصيه بيشتر متوجه روحانيون و محصلين علوم دينى است . و توطئه ها در دانشگاهها از عمق ويژه برخوردار است ، و هر قشر محترم
[خود باختگى ملتهاى تحت ستم ]
ه‍ ـ از جـمله نقشه ها، كه مع الاسف تاءثير بزرگى در كشورها و كشور عزيزمان گذاشت و آثار آن باز تا حد زيادى به جا مانده ، بيگانه نمودن كشورهاى استعمار زده از خويش ، و غربزده و شـرق زده نـمودن آنان است ؛ به طورى كه خود را و فرهنگ قدرت خود را به هيچ گرفتند، و و آن دو قـدرت را قـبـله گـاه عـالم دانـسـتـنـد، و وابـسـتـگـى به يكى از دو قطب را از فرايض غير قابل اجتناب معرفى نمودند! و قصه اين امر غم انگيز طولانى و ضربه هايى كه از آن خورده و اكـنـون نـيـز مـى خـوريـم كشنده و كوبنده است . و غم انگيزتر اينكه آنان ملتهاى ستمديده زير سـلطـه را در هـمـه چـيـز عـقـب نـگـهـداشته و كشورهاى مصرفى بار آوردند؛ و به قدرى ما را از پـيـشـرفتهاى خود و قدرتهاى شيطانيشان خود را تسليم آنان كرده و سرنوشت خود و كشورهاى خود را به دست آنان سپرده و چشم و گوش بسته مطيع فرمان هستيم . و اين پوچى و تهى مغزى مـصـنـوعـى مـوجـب شده كه در هيچ امرى به فكر و دانش خود اتكا نكنيم و كوركورانه از شرق و غـرب تـقـليـد نـمـايـيـم ؛ بـلكـه از فرهنگ و ادب و صنعت و ابتكار اگر داشتيم ، نويسندگان و گـويـنـدگـان غرب و شرق زده بى فرهنگ آنها را به باد انتقاد و مسخره مى نمايند؛ و رسوم و آدابـى اجـنـبـى را، هـر چه مبتذل و مفتضح باشد، باعمل و گرفتار و نوشتار ترويج كرده و با مـداحـى و ثـنـاجـويـى آنـهـا را بـه خـورد مـلتـهـا داده و مـى دهـنـد. فـى المثل ، اگر در كتاب يا نوشته يا گفتارى چند واژه فرنگى باشد، بدون توجه به محتواى آن با اعجاب پذيرفته ، و گوينده و نويسنده آن را دانشمند و روشنفكر به حساب مى آورند.
و از گـهـواره تـا قبر به هر چه بنگريم ، و نويسنده اگر با واژه هاى بومى اگر نام غربى داشـته باشند مفتخر؛ و اگر نام خودى دارند، سر به زير و عقب افتاده اند. خيابانها، كوچه ها، مـغـازه هـا، شـركـتـهـا، داروخـانـه هـا، كـتـابـخـانـه هـا، پـارچـه هـا و ديـگـر مـتـاعـهـا، هـر چـند در داخـل تـهـيـه شـده ، بـايـد نـام خـارجـى داشـتـه بـاشـد تـا مـردم از آن راضـى و بـه آن اقـبـال كـنـنـد. فرنگى مابى از سر تا پا و در تمام نشست و برخاستها و در معاشرتها و تمام شـئون زنـدگـى مـوجـب افتخار و سربلندى و تمدن و پيشرفت ؛ و در كسالتى ، ولو جزئى و قـابـل عـلاج در داخـل ، بـايـد بـه خـارج رفت ، و دكترها و اطباى دانشمند خود را محكوم و ماءيوس كـرد. رفـتـن بـه انـگـلستان و فرانسه و آمريكا و مسكو افتخارى پر ارزش ؛ و رفتن به حج و سـاير اماكن معتبر كه كهنه پرستى و عقب ماندگى است . بى اعتنايى به آنچه مربوط به مذهب و مـعـنـويـات اسـت از نـشـانـه هـاى روشـن فـكـر و تـمـدن ؛ و در مـقـابـل ، تـعهد به اين امور نشانه عقب ماندگى و كهنه پرستى اينجانب نمى گويم ما خود همه چيز داريم ؛ معلوم است كه ما را در در طول تاريخ نه چندان دور، خصوصا و در سده هاى اخير، از هـر پـيـشـرفـتـى مـحـروم كـرده انـد؛ و دولتـمـنـدان خـائن ، و دودمـان پـهلوى خصوصا، و مراكز تـبـليـغـاتـى عـليه دستاوردهاى خودى ، و نيز خود كوچك ديدنها و يا ناچيز ديدندها، ما را از هر فعّاليّتى براى پيشرفت محروم كرد، وارد كردن كالاها از هر قماس و سرگرم كردن بانوان و تـزيـيـنـات و تـجـملات و بازيهاى كودكانه ، و به مسابقه كشاندن خانواده ها و مصرفى بار آوردن هـر چـه بـيـشتر، كه خود داستانهاى غم انگيز دارد، و سرگرم كردن و به تباهى كشاندن جـوانـها، كه عضو فعال هستند، با فراهم آوردن مراكز فحشا و عشرتكده ها، و دهها از اين مصايب حساب شده ، براى عقب نگهداشتن كشورهاست .
مـن وصيت دلسوزانه و خادمانه مى كنم به ملت عزيز كه اكنون كه تا حدود بسيار چشمگيرى از بـسـيـارى از ايـن دامـهـا نـجات يافته ، و نسل محروم حاضر به فعاليت و ابتكار برخاسته ، و ديـديـم كـه بـسـيـارى از ايـن دامـهـا نـجـات يـافـتـه ، و نـسـل مـحـروم حـاضـر بـه فـعـاليـت و ابتكار برخاسته ، و ديديم كه بسيارى از كارخانه ها و وسـايـل پـيشرفته مثل هواپيماها و ديگر چيزها كه گمان نمى رفت متخصصين ايران قادر به راه انداختن دراز كرده بوديم كه متخصصين آنان اينها را به راه اندازند، در اثر محاصره اقتصادى و جنگ تحميلى خود جوانان عزيز ما قطعات محل احتياج را ساخته و با قيمتهاى ارزانتر عرضه كرده و رفع احتياج نمودند، و ثابت كردند كه اگر بخواهيم مى توانيم .
بـايـد هـشـيار و بيدار و مراقب باشيد كه سياست بازان پيوسته به غرب و شرق با وسوسه هاى شيطانى شما را به سوى اين چپاولگران بين وابستگيها قيام كنيد. و بدانيد كه نژاد آريا و عـرب از نـژاد اروپـا و امـريـكا و شوروى كم ندارد؛ و اگر خودى خود را بيابد و ياءس را از خـود دور كـنـد و چـشـمداشت به غير خود نداشته باشد، در دراز مدت قدرت همه كار و ساختن همه چيز را دارد. و آنچه انسانهاى شبيه به اينان به آن رسيده اند، شما هم خواهيد رسيد، به شرط اتـكـال بـه خـداونـد تـعـالى ، و اتـكـا بـه نـفـس ، و قـطـع وابـسـتـگـى بـه ديـگـران ، و تحمل سختيها اجانب .
و بر دولتها و دست اندر كاران است ، چه در نسل حاضر وچه در نسلهاى آينده ، كه از متخصصين خود قدردانى كنند؛ و آنان را با كمكهاى مادى و معنوى تشويق به كار نمايند؛ و از ورود كالاهاى مصرف ساز و خانه بر انداز جلوگيرى نمايند؛ و به آنچه دارند بسازند تا خود همه
و از جـوانـان ، دخـتـران و پسران ، مى خواهم كه استقلال و آزادى و ارزشهاى انسانى را، ولو با تـحـمل زحمت و رنج ، فداى تجملات و عشرتها و بى بند و باريهاى و حضور در مراكز فحشا، كـه از طـرف غـرب و عمال بى وطن به شما عرضه مى شود، نكنند؛ كه آنان ، چنانچه تجربه نـشـان دهـده ، جز تباهى شما و اغفالتان از سرنوشت كشورتان و چاپيدن ذخاير شما و به بند اسـتـعـمـار و نـنـگ وابـسـتـگـى كـشـيـدنـتـان و مـى خـواهـنـد بـا ايـن وسايل و امثال آن شما را عقب مانده ، و به اصطلاح آنان (نيمه وحشى )،
(51) نگهدارند.
[دانشگاه ها]
و ـ از تـوطـئه هـاى بـزرگ آنـان ، چـنـانـچـه اشاره شد و كرارا تذكر داده ام ، به دست گرفتن مراكز تعليم و تربيت ، خصوصا دانشگاهها، است كه روحانيون و مدارس علوم اسلامى فرق دارد بـا روشـى كـه در دانـشـگـاهـها و دبيرستانها دارند. نقشه آنان برداشتن روحانيون از سر راه و مـنـزوى كـردن آنـان اسـت ؛ يـا بـا سـركـوبـى و خـشـونـت و هـتـاكـى ، كـه در زمـان رضـاخـان عـمـل شـد ولى نتيجه معكوس گرفته شد؛ يا با تبليغات و تهمتها و نقشه هاى شيطانى براى جـدا كـردن قـشـر تـحـصـيـلكـرده وبـاصـطـلاح روشـنـفـكـر؛ كـه ايـن هـم در زمـان رضـاخـان عمل مى شد ودر خشونت ولى موذيانه .
و اما در دانشگاه نقشه آن است كه جوانان را از فرهنگ و ادب و ارزشهاى خودى منحرف كنند، و به سـوى شـرق يـا غـرب بـكـشـانـند؛ و دولتمران را از بين اينان انتخاب و بر سرنوشت كشورها حـكـومـت دهـنـد، تـا بـه دسـت آنـها هر جه مى خواهند انجام دهند. اينان كشور را به غارت زدگى و غربزدگى بكشانند، و قشر روحانى با انزوا و منفوريت نگهداشتن و غارت كردن كشورهاى تحت سـلطـه ؛ زيـرا براى ابرقدرتها بى حمت و بى خرج ، و در جوامع ملى بى سر و صدا، هر چه هـسـت بـه جـيـب آنان مى ريزد. پس ، اكنون كه دانشگاهها و دانشسراها در دست اصلاح و پاكسازى اسـت ، بـر هـمـه مـا لازم اسـت بـا مـتـصـديـان كـمكم كنيم ؛ و براى هميشه نگذاريم دانشگاهها به انـحـراف كـشـيـده شـود؛ و هـر جـا انحرافى به چشم خورد، با اقدام سريع به رفع آن جوانان دانشگاهها و دانشسراها انجام گيرد، كه نجات دانشگاه از انحراف نجات كشور ملت است .
و ايـنـجـانـب به همه نوجوانان و جوانان در مرحله اول ، و پدران و مادران و دوستان آنها در مرحله دوم ، و بـه دولتـمـردان و روشـنفكران دلسوز براى كشور در مرحله بعد، وصيت مى كنم كه در ايـن امـر مـهـم ، كـه كـشـورتـان را از آسـيـب نـگـه مـى دارد، بـا جـان و دل كـوشـش كـنـيـد، و مـى كـنـم كه براى نجات خود وكشور عزيز و اسلام آدمساز دانشگاهها را از انـحـراف و غـرب و شـرق زدگـى حـفـظ و پـاسـدارى كـنـيـد؛ و بـا ايـن عمل انسانى ـ اسلامى خود دست قدرتها بزرگ را از كشور قطع و آنان را نااميد نماييد، خدايتان پشتيبان و نگهدار باد.
[مجلس شوراى اسلامى ]
ز ـ از مهمات امور تعهد وكلاى مجلس شوراى اسلامى است . ما ديديم كه اسلام و كشور ايران چه صـدمـات بـسيار غم انگيزى از مجلس شوراى غير صالح و منحرف ، از بعد از مشروطه تا عصر رژيـم جنايتكار پهلوى ، و از هر زمان بدتر و خطرناك تر در اين رژيم تحميلى فاسد، خورد؛ و چـه مـصـيـبـتـهـا و خـسـارتـهـاى جـانـفـرسـا از ايـن جـنـايـتـكـاران اكـثـريـت قـلابـى مـنـحرف در مقابل يك اقليت مظلوم موجب شد كه هر چه انگلستان و شوروى ، و اخيرا آمريكا، خواستند، با دست همين منحرفان از خدا بيخبر انجام دهند، و كشور را به تباهى و نيستى كشانند. از بعد از مشروطه ، هـيـچ گـاه تـقـريـبـا بـه مـواد مـهـم قـانـون اسـاسـى عـمـل نـشـد ـ قـبـل از رضـاخان ، با تصدى غربزدگان و مشتى خان و زمين خواران ؛ و در زمان رژيم پهلوى ، بـه دسـت آن رژيـم سـفـاك (52)واكـنون كه با عنايت پروردگار و همت ملت عظيم الشاءن سـرنـوشـت كـشور به دست مردم افتاد، و وكلا از خود مردم و با انتخاب خودشان ، بدون دخالت دولت و خانهاى ولايات ، به مجلس شوراى اسلامى راه يافتند، و اميد است كه با تعهد آنان به اسـلام و مـصـالح كـشـور جـلوگـيـرى از هـر انـحـراف بـشـود، وصـيـت ايـنـجـانـب بـه مـلت ، در حـال و آتـيـه ، آن است كه با اراده مصمم خود و تعهد خود به احكام اسلام و مصالح اسلامى ، كه غالبا بين متوسطين جامعه محرومين مى باشند، و غير منحرف از صراط مستقيم ـ به سوى غرب يا شـرق ـ و بـدون گـرايـش بـه مـكـتـبـهـاى انـحـرافـى ، و اشـخـاص تـحـصـيـلكـرده و مـطـلع بر مسائل روز و سياستهاى اسلامى ، به مجلس بفرستند.
و بـه جـامـعـه مـحـتـرم روحـانـيـت ، خـصـوصـا مـراجـع مـعـظـم ، وصـيـت مـى كـنـم كـه خـود را از مـسـائل جـامـعه ، خصوصا مثل انتخاب رئيس و نسل آتيه خواهد شنيد، كه دست سياست بازان پيرو شرق و غرب روحانيون را، كه اساس مشروطيت را با زحمات و رنجها بنيان گذاشتند، از صحنه خـارج كـردند؛ و روحانيون نيز بازى سياست بازان را خورده و دخالت در امور كشور و مسلمين را خـارج از مـقـام خـود انـگـاشـتـنـد و صحنه را به دست غربزدگان سپردند؛ و به سر مشروطيت و قـانـون اسـاسـى و كشور و اسلام آن آوردند كه جبرانش احتياج به اكنون كه بحمد الله تعالى مـوانـع رفـع گـرديـده و فـضـاى آزاد براى دخالت همه طبقات پيش آمده است ، هيچ عذرى باقى نـمـانـده ؛ و از گناهان بزرگ نابخشودنى مسامحه در امر مسلمين است . هر كس به مقدار توانش و حـيـطـه نـفـوذش لازم اسـت در خـدمـت اسـلام و مـيـهن باشد؛ و با جديت از نفوذ بستگان به دو قطب اسـتـعـمـارگـر و غـرب يـا شـرق زدگـان و مـنحرفان از مكتب بزرگ اسلام جلوگيرى نمايند. و چپاولگر بين المللى هستند، با تدريج و ظرافت در كشور ما و كشورهاى اسلامى ديگر رخنه ، و با دست افراد خود ملتها كشورها را به دام استثمار مى كشانند. بايد با هوشيارى مراقب باشيد؛ و بـا احـسـاس اوّليـن قـدم نـفـوذى ، بـه مـقابله برخيزيد و به آنان مهلت ندهيد. خدايتان يار و نگهدار باشد.
و از نمايندگان مجلس شوراى اسلامى در اين عصر و عصرهاى بازى سياسى وكالت خود را به مردم تحميل نمودند، مجلس اعتبار نامه آنان را رد كنند، و نگذارند حتى يك عنصر خرابكار وابسته به مجلس راه يابد.
و بـه اقـليـتـهـاى مـذهـبـى رسـمى وصيت مى كنم كه از دوره هاى رژيم پهلوى عبرت بگيرند، و وكـلاى خـود را از اشـخـاص ‍ متعهد به مذهب خود و جمهورى اسلامى ، و غير وابسته به قدرتهاى جهانخوار، و نمايند.
واز هـمـه نـمايندگان خواستارم كه با كمال حسن نيت و برادرى با هم مجلسان خود رفتار، و همه كوشا باشند كه قوانين خداى نخواسته از اسلام منحرف نباشد. و همه به اسلام و احكام آسمانى آن وفادار باشيد تا به سعادت دنيا و آخرت نايل آييد.
و از شـوراى محترم نگهبان مى خواهم و توصيه مى كنم ، چه در اسلامى و ملى خود را ايفا و تحت تـاءثـيـر هـيچ قدرتى واقع نشوند؛ و از قوانين مخالف با شرع مطهَّر و قانون اساسى بدون هـيـچ مـلاحـظـه جـلوگـيرى نمايند؛ و با ملاحظه ضرورات كشور، كه گاهى با احكام ثانويه و گاهى به ولايت فقيه بايد اجرا شود، توجه نمايند.
[انتخابات ]
انـتخاب رئيس جمهور و چه نمايندگان مجلس شوراى اسلامى و چه انتخاب خبرگان براى تعيين شـوراى رهـبـرى يـا رهـبـر، در صـحنه باشند؛ و اشخاصى كه انتخاب مى كنند روى ضوابطى باشد كه اعتبار مى شود؛ مثلا، در انتخاب خبرگان براى تعيين شوراى رهبرى ، يا رهبر، توجه كـنـنـد كه اگر مسامحه نمايند و خبرگان را روى موازين شرعيه و قانون انتخاب نكنند، چه بسا كه خساراتى به اسلام و كشور خساراتى به اسلام و كشور وارد شود كه جبران پذير نباشد. و در اين صورت همه در پيشگاه خداوند متعال مسئول مى باشند. از اين قرار، عدم دخالت ملت ، از مـراجـع و عـلمـاى بـزرگ تـا طـبـقـه بـازارى و كـشـاورز و كـارگـر و كـارمـنـد، هـمـه و هـمـه ، مـسـئول سـرنـوشـت كـشـور و اسـلام مـى بـاشـنـد؛ چـه در نـسـل حـاضر و چه در نسلهاى آتيه ؛ و چه بسا كه در بعض مقاطع ، عدم حضور و مسامحه گناهى بـاشـد كه در راءس گناهان دست همه خارج خواهد شد. و اين حقيقتى است كه بعد از مشروطه لمس نموده ايد و نموده ايم .
و هـيـچ عـلاجـى بـالاتـر و والاتـر از آن نـيـسـت كـه مـلت در سـرتـاسـر كـشـور در كارهايى كه مـحـول به اوست بر طبق ضوابط اسلامى و قانون اساسى انجام دهد؛ و در تعيين رئيس جمهور و وكـلاى مـجـلس بـا طـبـقـه تـحـصـيـلكرده متعهد و روشنفكر با اطلاع از مجارى امور و غير وابسته جـمـهورى اسلامى مشورت كرده ، و با علما و روحانيون با تقوا و متعهد به جمهورى اسلامى نيز مـشـورت نـمـوده ؛ و تـوجـه داشـتـه بـاشند رئيس جمهور و وكلاى مجلس از طبقه [اى ] باشند كه مـحـرومـيـت و مـظلوميت مستضعفان و محرومان جامعه را لمس نموده و در فكر رفاه آنان باشند؛ نه از سرمايه داران و زمين خواران و صدرنشينان مرفه و غرق در لذات و شهوات ، كه تلخى محروميت و رنـج گـرسـنـگان وو بايد بدانيم كه اگر رئيس جمهور و نمايندگان مجلس شايسته و متعهد بـه اسـلام و دلسـوز براى كشور و ملت باشند، بسيارى از مشكلات پيش نمى آيد؛ و مشكلاتى اگـر باشد، رفع مى شود. و همين معنى در انتخاب خبرگان براى تعيين شوراى رهبرى يا رهبر بـا ويـژگـى خاص ‍ بايد در نظر گرفته شود؛ كه اگر خبرگان ، كه با انتخاب ملت تعيين مـى شوند، از روى كمال دقت و با مشورت با مراجع عظام هر مجلس خبرگان بروند، بسيارى از مـهـمـات و مـشـكـلات بـه واسـطه تعيين شايسته ترين و متعهدترين شخصيتها براى رهبرى ، يا شـوراى رهـبـرى ، پـيـش نـخـواهـد آمـد، يـا بـا شـايـسـتـگـى رفـع خـواهـد شـد. و بـا نـظـر بـه اصـل يـكـصـدو نـهـم و يـكـصـدو دهـم قـانـون اسـاسـى ، وظـيـفـه سنگين ملت در تعيين خبرگان و نـمـايندگان در تعيين رهبر، يا شوراى رهبرى ، روشن خواهد شد؛ كه اندك مسامحه در انتخاب چه آسيبى به اسلام و كشور بالاى از اهميت است ، براى آنان تكليف الهى ايجاد مى كند.
[رهبرى ، رياست جمهورى ]
و وصـيـت ايـنـجـانـب بـه رهـبـر و شـوراى رهـبـرى در ايـن عـصـر، كه عصر تهاجم ابرقدرتها و وابـسـتـگـان بـه آنـان در داخـل و خـارج كـشـور به جمهورى اسلامى و در حقيقت به اسلام است در پـوشـش جـمـهـورى اسلام و جمهورى اسلامى و محرومان و مستضعفان بنمايند؛ و گمان نمايند كه رهـبـرى فى نفسه براى آنان تحفه اى است و مقام والايى ؛ بلكه وظيفه سنگين و خطرناكى است كـه لغـزش در آن ، اگـر خـداى نخواسته با هواى نفس باشد، ننگ ابدى در اين دنيا و آتش غضب خداى قهّار در جهان ديگر در پى دارد.
از خـداونـد مـنـّان هادى با تضرع
(53) و ابتهال (54) مى خواهم كه ما و شما نجات دهـد. و ايـن خـطـر قـدرى خـفـيـف تـر بـراى رؤ سـاى جـمـهـور حال و آينده و دولتها و دست اندر كاران ، به حسب درجات در مسئوليتها، نيز هست ، كه بايد خداى مـتـعـال را حـاضـر و نـاظـر و خـود را در مـحـضـر مـبـارك او بـدانـنـد. خـداونـد متعال راهگشاى آنان باشد.
[قوه قضائيه ]
مـال و نـامـوس مـردم اسـت . وصـيـت ايـنـجانب به رهبر و شوراى رهبرى آن است كه در تعيين عالى تـريـن مـقام قضايى ، كه در عهده دارند، كوشش كنند كه اشخاص متعهد سابقه دار صاحبنظر در امور شرعى و اسلامى و در سياست را نصب نمايند.
و از شوراى عالى قضايى مى خواهم امر قضاوت را، كه در رژيم سابقه به وضع اسفناك و غم انگيزى در آمده بود، با جديت سر و آنچه نزد آنان مطرح نيست عدالت اسلامى است از اين كرسى پـر اهـمـيـت كـوتـاه كـنـنـد؛ و بـا پـشـتـكـار و جـديـت بـتـدريـج دادگـسـتـرى را مـتـحـول نـمـايند؛ و قضات داراى شرايطى ، كه انشاء الله با جديت حوزه هاى علميه ، مخصوصا حـوزه مباركه علميه قم ، تربيت و تعليم مى شوند و معرفى مى گردند، به جاى قضاتى كه شرايط مقرره اسلامى را ندارند نصب گردند؛ كه انشاء الله تعالى به زودى قضاوت اسلامى در سـراسـرو بـه قـضـات مـحـتـرم در عـصر حاضر و اعصار آينده وصيت مى كنم كه با در نظر گـرفـتـن احاديثى كه از معصومين ـ صلوات الله عليهم ـ در اهميت قضاو خطر عظيمى كه قضاوت دارد، و تـوجـه و نـظـر بـه آنـچـه دربـاره قـضاوت به غير حق وارد شده است ، اين امر خطير را تـصـدى نـمـايـنـد، و نـگـذارنـد ايـن مـقـام بـه غـيـر اهـلش سـپـرده شـود. و كـسـانـى كـه اهـل هـسـتـنـد از تـصـدى ايـن امـر سـربـاز نـزنـنـد، و بـه اشـخـاص غـيـر اهـل ميدان فضل و ثواب آن نيز بزرگ است . و مى دانند كه تصدى قضا براى اهلش واجب كفايى
(55)است .
[حوزه هاى علميه ]
ط ـ وصيت اينجانب به حوزه هاى مقدسه علميه آن است كه كرارا عرض نموده ام كه در اين زمان كه مـخـالفـين اسلام و جمهورى اسلامى شيطانى كوشش مى نمايند، و يكى از راههاى با اهميت براى مـقصد شوم آنان و خطرناك براى اسلام و حوزه هاى اسلامى نفوذ دادن افراد منحرف و تبهكار در حـوزه هـاى عـليـمـه اسـت ، كـه خـطـر بـزرگ كـوتـاه مـدت آن بـدنـام نـمـودن حـوزه هـا بـا اعـمـال ناشايسته و اخلاق و روش انحرافى است ، و خطر بسيار عظيم آن در دراز مدت به مقامات بـالا رسـيـدن يـك يـا چـنـد نـفـر شـيـّاد كـه با آگاهى بر علوم اسلامى و جا زدن را به خويش و ضـربـه مهلك زدن به حوزه هاى اسلامى و اسلام عزيز و كشور در موقع مناسب مى باشد، و مى دانـيـم كـه قـدرتـهاى بزرگ چپاولگر در ميان جامعه ها افرادى به صورتهاى مختلف ، از ملى گـراهـا و روشـنـفـكـران مـصـنـوعـى ـ و روحـانـى نـمـايـان كـه اگـر مـجـال يـابـنـد از هـمـه پـرخـطـرتـر و آسـيـب رسـان تـرنـد ـ ذخـيـره دارنـد، كـه گـاهـى سـى ـ چـهـل سـال با مشى اسلامى و مقدس مآبى ، يا (پان ايرانيسم ) (56) و وطن پرستى ، و مـوقـع مـنـاسـب مـاءموريت خود را انجام مى دهند. و ملت عزيز ما در اين مدت كوتاه پس از پيروزى انـقـلاب ، نـمـونـه هـايـى از قـبـيـل (مـجـاهـد خـلق ) (57) و (فـدايى خلق ) و توده ايها (58)، و ديـگـر عـنـاويـن ، ديـده انـد. و لازم اسـت هـمـه با هشيارى اين قسم توطئه را خنثى نمايند.
و از هـمـه لازم تـر حـوزه هـاى عـلمـيـه اسـت كـه تـنـظـيـم و تـصـفـيـه آن بـا مـدرسـيـن مـحـتـرم و افاضل سابقه دار است با تاءييد مراجع وقت . و و توطئه گران باشد. در هر صورت ، وصيت ايـنـجـانـب آن اسـت كـه در همه اعصار، خصوصا در عصر حاضر كه نقشه ها و توطئه ها سرعت و قوت گرفته است ، قيام براى نظام دادن به حوزه ها لازم و ضرورى است ؛ كه علما و مدرسين و افـاضـل عظيم الشاءن صرف وقت نموده و با برنامه دقيق صحيح حوزه ها را، و خصوصا حوزه علميه قم و ساير حوزه هاى بزرگ و با اهميت را، در اين مقطع از زمان از آسيب حفظ و لازم است علما و مدرسين محترم نگذارند در درسهايى كه مربوط به فقاهت است و حوزه هاى فقهى و اصولى از طريقه مشايخ معظم ، كه تنها راه براى حفظ فقه اسلامى است ، منحرف شوند؛ و كوشش نمايند كـه هـر روز بـر دقـتها و بحث و نظرها و ابتكار و تحقيقها افزوده شود؛ و فقه سنتى ، كه ارث سلف صالح
(59) است و انحراف از آن سست شدن اركان تحقيق و تدقيق (60) است ، مـحـفوظ بماند، و مناسبت احتياجات كشور و اسلام برنامه هايى تهيه خواهد شد، و رجالى در آن رشـتـه تربيت بايد شود. و از بالاترين و والاترين حوزه هايى كه لازم است به طور همگانى مـورد تـعـليـم و تـعـلم قـرار گـيـرد عـلوم مـعـنـوى اسـلامـى [اسـت ]، از قـبـيـل عـلم اخـلاق و تـهـذيـب نـفس و سير و سلوك الى الله ـ رَزَقَنا اللّه و إ يّاكُم ـ كه جهاد اكبر (61) مى باشد.
ى ـ از امورى كه اصلاح و تصفيه و مراقبت از آن لازم است قوه اجرائيه است . گاهى ممكن است كه قوانين مترقى و مفيد به حال جامعه از مجلس بگذرد و شوراى نگهبان آن را تنفيذ كند
(62)و وزيـر مـسئول هم ابلاغ نمايد، لكن به دست مجريان غير صالح كه افتاد آن را مسخ كنند، و بر خـلاف مـقـررات ، يـا بـا كـاغـذ بازيها، يا پيچ و خمها كه به آن عادت كرده اند، يا عمدا براى نـگـران نـمـودن مـردم ، عـمـل كـنـنـد، كـه وصـيـت ايـنـجـانـب بـه وزراى مـسـئول در عـصـر حـاضـر و در عـصـرهـاى ديـگـر آن اسـت كـه عـلاوه بـر آنـكه شماها و كارمندان وزارتـخـانـه هـا بـودجـه [اى ] كـه از آن ارتـزاق مـى كـنـيـد مـال ملت ، و بايد همه خدمتگزار ملت ، و خصوصا مستضعفان ، باشيد، و ايجاد زحمت براى مردم و مـخـالف وظـيـفـه عـمـل كردن حرام و خداى نخواسته گاهى موجب غضب الهى مى شود، همه شما به پشتيبانى ملت احتياج داريد. با پشتيبانى مردم ، ستم شاهى از كشور و ذخاير آن كوتاه گرديد. و اگـر روزى از پـشـتـيـبانى آنان محروم شويد، شماها كنار گذاشته مى شويد، و همچون رژيم شـاهـنـشـاهـى سـتـمـكـار، بـه جـاى شـمـا سـتـم پـيـشـگـان پـسـتـهـا را اشـغـال مـى نمايند. بنابراين حقيقت ملموس ، بايد كوشش در جلب نظر ملت بنماييد؛ و از رفتار غير اسلامى انسانى احتراز نماييد.
و در هـمـيـن انـگـيـزه بـه وزراى كـشـور در طـول تـاريـخ آيـنـده تـوصـيـه مـتـعـهـد، عـاقـل و سـازگـار بـا مـردم انـتـخاب نمايند، تا آرامش ‍ در كشور هر چه بيشتر حكمفرما باشد. و بـايـد دانـسـت كـه گـر چه تمام وزيران وزارتخانه ها مسئوليت در اسلامى كردن و تنظيم امور مـحـل مـسـئوليـت خـود دارنـد، لكـن بـعـضـى از آنـهـا ويـژگـى خـاص دارنـد؛ مـثـل وزارت خـارجـه كـه مـسـئوليـت سـفارتخانه ها را در خارج از كشور دارند. اينجانب از ابتداى پـيـروزى بـه وزراى خارجه راجع به طاغوت زدگى اسلامى توصيه هايى نمودم ؛ لكن بعض آنـان يـا نـخـواسـتـنـد يـا نـتـوانـسـتـنـد عـمـل مـثـبـتـى انـجـام دهـنـد. و اكـنـون كـه سـه سـال از پـيـروزى مـى گذرد، اگر چه وزير خارجه كنونى اقدام به اين امر نموده است ـ و ـ اميد است با پشتكار و صرف وقت اين امر مهم انجام گيرد.
و وصـيـت مـن بـه وزراى خـارجه در اين زمان و زمانهاى بعد آن است كه مسئوليت شما بسيار زياد اسـت ، چـه در اصـلاح و تحول وزارتخانه روابط حسنه با دولتهايى كه قصد دخالت در امور كـشـور مـا را ندارند. و از هر امرى كه شايبه
(63) وابستگى با همه ابعادى كه دارد به طـور قـاطـع احـتـراز نـمـايـيـد. و بـايد بدانيد كه وابستگى در بعض امور هر چه ممكن است ظاهر فريبنده اى داشته باشد يا منفعت و فايده در حال داشته باشد،
لكـن در نتيجه ، ريشه كشور را به تباهى خواهد كشيد. و كوشش داشته دولتمردان و دعوت به وحدت و اتحاد كنيد كه خداوند با شماست .
و وصـيـت مـن بـه ملتهاى كشورهاى اسلامى است كه انتظار نداشته باشيد كه از خارج كسى به شـمـا در رسـيدن به هدف ، كه آن اسلام و پياده كردن احكام اسلام است ، كمك كند؛ خود بايد به ايـن امـر حياتى ، كه آزادى و استقلال را تحقق مى بخشد، قيام كنيد. و علماى اعلام و خطباى محترم كـشـورهـاى اسلامى دولتها را دعوت كنند كه از تفاهم كنند؛ در اين صورت پيروزى را در آغوش خواهند كشيد. و نيز ملتها را دعوت به وحدت كنند؛ و از نژاد پرستى ، كه مخالف دستور اسلام است ، بپرهيزند؛ و با برادران ايمانى خود در هر كشورى و با هر نژادى كه هستند دست برادرى دهند، كه اسلام بزرگ آنان را برادر خوانده . و اگر اين برادرى ايمانى با همت دولتها و ملتها و با تاءييد خداوند متعال روزى تحقق يابد، خواهيد ديد كه بزرگترين قدرت پروردگار عالم اين برادرى و برابرى حاصل شود.
[تبليغات ]
 وصـيـت ايـنـجـانب به وزارت ارشاد در همه اعصار، خصوصا عصر حاضر كه ويژگى خاصى دارد، آن است كه براى تبليغ حق مقابل باطل و ارائه چهره حقيقى جمهورى اسلامى كوشش كنند. ما اكـنـون ، در ايـن تـبليغاتى تمام رسانه هاى گروهى وابسته به قدرتهاى بزرگ هستيم . چه دروغـهـا و تـهـمـتـهـا كـه گـويـنـدگـان و نويسندگان وابسته به ابرقدرتها به اين جمهورى اسلامى نوپا نزده و نمى زنند. مع الاسف اكثر دولتهاى منطقه اسلامى ، كه به حكم اسلام بايد دسـت اخـوّت بـه ما دهند، به عداوت با ما و اسلام برخاسته اند. و همه در خدمت جهانخواران از هر طـرف بـه مـا هـجـوم آورده انـد. و قـدرت تـبـليـغـاتـى مـا بـسـيـار ضـعـيـف وو بـا كـمال تاءسف نويسندگان به اصطلاح روشنفكر، كه به سوى يكى از دو قطب گرايش دارند، به جاى آنكه در فكر استقلال و روشنفكر، كه به سوى يكى از دو قطب گرايش دارند، به جاى آنـكـه در فـكـر اسـتـقـلال و آزادى كـشـور و مـلت خـود بـاشـنـد، خـودخـواهـيها و فرصت طلبيها و انـحـصـارجوييها به آنان مجال نمى دهد كه لحظه اى تفكر نمايند و مصالح كشور و ملت خود را در نـظـر بـگـيرند، و مقايسه و زندگى شرافتمندانه ارزنده را تواءم با بعض آنچه را كه از دسـت داده انـد، كـه رفـاه و عـيـش زدگـى اسـت ، بـا آنچه از رژيم ستم شاهى دريافت مى كردند تـواءم بـا وابـسـتـگـى و نـوكـر مآبى و ثناجويى و مداحى از جرثومه هاى (64) فساد و مـعـادن ظـلم و فـحـشـا بـسـنـجـنـد؛ و از تهمتها و نارواها به اين جمهورى تازه تولد يافته دست بـكـشـند؛ و با ملت و دولت واحد بر ضد طاغوتيان و ستم پيشگان زبانها و قلمها را به كار و مـسـئله تـبـليـغ تـنـهـا به عهده وزارت ارشاد نيست ؛ بلكه وظيفه همه دانشمندان و گويندگان و نـويـسـنـدگـان و هـنـرمـنـدان اسـت . بـايد وزارت خارجه كوشش كند تا سفارتخانه ها نشريات تـبليغى داشته باشد، و چهره نورانى اسلام را براى جهانيان روشن نمايند؛ كه اگر اين چهره با آن جمال جميل ، كه قرآن و سنت در همه ابعاد به آن دعوت كرده ، از زير نقاب مخالفان اسلام و كـج فـهـميهاى دوستان خودنمايى نمايد، خواهد آمد. چه مصيبت بار و غم انگيز است كه مسلمانان مـتـاعى دارند كه از صدر عالم يا نهايت آن نظير ندارد، نتوانسته اند اين گوهر گرانبها را كه هـر انـسـانـى بـه فـطـرت آزاد خـود طـالب آن اسـت عـرضـه كـنـنـد؛ بـلكـه خـود نـيـز از آن غافل و به آن جاهل اند، و گاهى از آن فرارى اند !
ك ـ از امـور بـسـيـار بـا اهميت و سرنوشت ساز مسئله مراكز تعليم و تربيت ، از كودكستانها تا دانشگاهها، است ؛ كه به واسطه اهميت فوق العاده اش تكرار نموده و با اشاره مى گذرم . بايد ملت غارت شده بدانند كه در نيم قرن اخير آنچه به ايران و اسلام ضربه مهلك زده است قسمت عمده اش از دانشگاهها بوده است . اگر دانشگاهها و مراكز تعليم و تربيت ديگر با برنامه هاى اسـلامـى و مـلى در راه مـنـافـع داشـتـنـد، هـرگـز مـيهن ما در حلقوم انگلستان و پس از آن آمريكا و شـوروى فـرو نـمـى رفـت ؛ و هـرگـز قـراردادهـاى خـانـه خـراب كـن بـر مـلت مـحروم غارت زده تـحميل نمى شد؛ و هرگز پاى مستشاران خارجى به ايران باز نمى شد؛ و هرگز ذخاير ايران و طـلاى سـيـاه
(65) ايـن مـت رنجديده در جيب قدرتهاى شيطانى ريخته نمى شد؛ و هرگز دودمان پهلوى و وابسته هاى به آن اموال ملت را نمى توانستند به غارت ببرند بانكهاى خارج را از دسترنج اين مظلومان پر كنند و صرف عياشى و هرزگى خود و بستگان خود نمايند.
اگـر مـجلس و دولت و قوه قضائيه و ساير ارگانها از دانشگاههاى اسلامى و ملى سرچشمه مى گـرفت ، ما امروز گرفتار مشكلات خانه برانداز نبود. و اگر شخصيتهاى پاكدامن با گرايش اسـلامـى ، و مـلى بـه مـعـنـاى صـحـيـحـش ، نـه آنـچـه امـروز در مـقـابل اسلام عرض اندام مى كند، و ميهن ما غير اين ميهن ، و محرومان ما از قيد محروميت رها، و بساط ظـلم و سـتـم شـاهـى و مـراكـز فـحـشـا و اعـتـيـاد و عـشـرتـكـده هـا، كـه هـر يـك براى تباه نمودن نسل جوان فعال ارزنده كافى بوده ، در هم پيچيده ، و اين ارث كشور بر بادده و انسان برانداز بـه مـلت نـرسـيده بود. و دانشگاهها اگر اسلامى انسانى ميلى بود، مى توانست صدها و هزارها مدرس به جامعه تحويل دهد؛ لكن چه غم انگيز و اسف بار است كه دست كسانى تعليم و تربيت مى ديدند كه ، جز اقليت مظلوم محرومى ، همه از غربزدگان و شرق زدگان با برنامه و نقشه ديـكـتـه شـده در دانـشـگاهها كرسى داشتند؛ و ناچار جوانان عزيز و مظلوم ما در دامن اين گرگان وابـسته به ابرقدرتها بزرگ شده ، و به كرسيهاى قانون گذارى و حكومت و قضاوت تكيه مـى كـردنـد، و بـر وفـق دسـتـور آنـان ، يـعـنـى رژيـم سـتـمـگـر پـهـلوى ، عمل مى كردند.
و بـر مـلت و دولت جـمـهـورى اسـلامـى اسـت ، در هـمـه اعصار، كه نگذارند عناصر فاسد داراى مكتبهاى انحرافى يا گرايش ‍ به غرب و شرق در دانشسراها و دانشگاه ها و ساير مراكز تعليم و تربيت نفوذ كنند؛ و از قدم اول جلوگيرى نمايند تا مشكلى پيش نيايد و اختيار از دست نرود .
و وصـيـت ايـنـجـانـب بـه جـوانـان عـزيـز دانـشـسـراهـا و دبـيـرسـتـانـهـا و نـمـايـنـد، تـا استقلال و آزادى خود و كشور ملت خودشان مصون باشد.
[قواى مسلح ، بازوان قدرتمند نظام ]
ل ـ قـواى مـسـلح ، از ارتـش و سـپـاه و ژانـدارمـرى و شـهـربـانى تا كميته ها و بسيج و عشاير، ويـژگى خاصى دارند. اينان كه بازوان قوى و قدرتمند جمهورى اسلامى مى باشند و نگهبان سـر حدّات و راهها و ملت مى باشند، مى بايست مورد توجه خاص ملت و دولت و مجلس باشند. و لازم است توجه داشته باشند كه در دنيا آنچه كه مورد بهره بردارى براى قدرتهاى بزرگ و سياستهاى مخرب ، بيشتر از هر چيز و هر گروهى ، است قواى مسلح است . قواى مسلح است كه با بـازيـهـاى سـيـاسـى ، كـودتـاها و تغيير حكومتها و رژيمها به دست آنان واقع مى شود؛ و سود جـويـان دغـل بعض سران آنان را مى خرند، و با دست مى گيرند، و ملتهاى مظلوم را تحت سلطه قـرار داده و اسـتـقـلال و آزادى را از كشورها سلب مى كنند. و اگر فرماندهان پاكدامن متصدى امر بـاشـنـد، هـرگـز بـراى دشـمـنـان كـشـورهـا امـكـان كـودتـا يـا اشـغـال يـك كشور پيش ‍ نمى آيد، و يا اگر احيانا پيش آيد، به دست فرماندهان متعهد شكسته و نـاكـام خـواهـد مـاند. و در ايران نيز، كه اين معجزه عصر به دست ملت انجام گرفت ، قواى مسلح متعهد و فرماندهان پاك و و امروز كه جنگ لعنتى وتحميلى صدام تكريتى به امر و كمك آمريكا و سـايـر قدرتها پس از نزديك به دو سال (66)با شكست سياسى و نظامى ارتش ‍ متجاوز بعث و پشتيبانان قدرتمند و وابستگان به آنان روبروست ، باز قواى مسلح نظامى و انتظامى و سـپـاهـى و مـردمـى بـا پشتيبانى بى دريغ ملت در جبهه ها و پشت جبهه ها اين افتخار بزرگ را آفـريـدنـد و ايـران را سرافراز نمودند؛ و نيز شرارتها و توطئه هاى داخلى جمهورى اسلامى بـسـيـج شده بودند با دست تواناى جوانان كميته ها و پاسداران بسيج و شهربانى و با كمك ملت غيرتمند درهم شكسته شد. و همين جوانان فداكار عزيزند كه شبها بيدارند تا خانواده ها با آرامش استراحت كنند. خدايشان يار و مددكار باد.
[بيدارى و هوشيارى نيروهاى مسلّح ]
مـسلح ، به طور عموم ، آن است كه اى عزيزان كه به اسلام عشق مى ورزيد و با عشق لقاء الله بـه فـداكـارى در جـبهه ها و در سطح كشور به كار ارزشمند خود ادامه مى دهيد، بيدار باشيد و هـشـيـار كـه بـازيـگـران سـيـاسـى و سـياستمداران حرفه اى غرب و شرق زده و دستهاى مرموز جـنـايـتـكـاران پـشـت پرده لبه تيز سلاح خيانت و جنايتكارشان از هر سو و بيشتر از هر گروه مـتـوجه به شما عزيزان است ؛ و مى خواهند از شما كرديد، بهره گيرى كرده ، و جمهورى اسلام را بـر انـدازنـد؛ و شـما را با اسم اسلام و خدمت به ميهن و ملت از اسلام و ملت جدا كرده به دامن يـكـى از دو قـطـب جـهـانـخوار بيندازند؛ و بر زحمات و فداكاريهاى شما با حيله هاى سياسى و ظاهرهاى به صورت اسلامى و ملى خط بطلان بكشند.
وصـيـت اكـيـد مـن بـه قـواى مـسـلح آن اسـت كـه هـمـان طـور كـه از مـقـررات نـظـام عـدم دخـول نـظـامـى در احـزاب و گـروهـهـا و جـبـهـه هـا اسـت بـه آن عـمـل نـمـايند؛ و قواى مسلح مطلقا، چه نظامى و انتظامى و پاسدار و بسيج ، و غير اينها، در هيچ حـرب و گـروهـى وارد نـشـده و خـود را از بـازيهاى سياسى دور نگهدارند. در اين صورت ، مى توانند قدرت نظامى خود را حفظ و از اختلافات درون گروهى مصون باشند. احزاب منع نمايند. و چون انقلاب از همه ملت و حفظ آن بر همگان است ، دولت و ملت و شوراى دفاع و مجلس شوراى اسـلامى وظيفه شرعى و ميهنى آنان است كه اگر قواى مسلح ، چه فرماندهان و طبقات بالا و چه طـبـقات بعد، بر خلاف مصالح اسلام و كشور بخواهند عملى انجام دهند، يا در احزاب وارد شوند كه بى اشكال به تباهى كشيده مى شوند، و يا در بازيهاى سياسى وارد شوند، از قدم قاطعيت از اين امر جلوگيرى نمايد تا كشور از آسيب در امان باشد.
[استقامت قواى مسلح در وفادارى به اسلام ]
و من به همه نيروهاى مسلح ، در اين پايان زندگى خاكى ، وصيت مشفقانه مى كنم كه از اسلام ، كـه يـگـانـه مـكـتـب اسـتـقـلال و آزاديـخـواهـى اسـت و خـداونـد مـتـعـال هـمـه را بـا نـور هـدايـت آن بـه مـقام والا انسانى كه شما را و كشور و ملت شما را از ننگ وابـسـتـگـيـهـا و پـيوستگيها به قدرتهايى كه شما را جز براى بردگى خويش نمى خواهند و كشور و ملت عزيزتان را عقب مانده و بازار مصرف و زير بار ننگين ستم پذيرى نگه مى دارند نـجـات مـى دهـد. و زنـدگـى انـسـانـى شـرافتمندانه را، ولو با مشكلات ، بر زندگانى ننگين بردگى اجانب ، ولو با رفاه حيوانى ، ترجيح دهيد.
پيش ديگران دراز كنيد و به دريوزگى
(67) عمر را بگذرانيد، قدرت ابتكار و پيشرفت در اخـتـراعات در شما شكوفا نخواهد شد. و بخوبى و عينيت ديديد كه در اين مدت كوتاه پس از تـحـريـم اقـتصادى همانها كه از ساختن هر چيز خود را عاجز مى ديدند واز راه انداختن كارخانه ها آنـان را مـاءيـوس مـى نـمـودنـد افـكـار خـود را بـه كـار بـسـتند، و بسيارى از احتياجات ارتش و كـارخـانـه هـا را خـود رفـع نـمـودنـد. ايـن جـنـگ و تـحـريـم غافل بوديم . اكنون اگر دولت و ارتش كالاهاى جهانخواران را خود تحريم كنند و به كوشش و سـعـى در راه ابـتـكـار بـيفزايند، اميد است كه كشور خودكفا شود و از دريوزگى از دشمن نجات يابد.
و هـم در ايـنـجـا بـايـد بـيفزايم كه احتياج ما پس از اين همه عقب ماندگى مصنوعى به صنعتهاى بـزرگ كـشـورهاى خارجى حقيقتى است انكارناپذير. و اين به آن معنى نيست كه ما بايد در علوم پيشرفته دانشجويان متعهد را در كشورهايى كه صنايع بزرگ پيشرفته را دارند و استعمار و اسـتثمارگر نيستند بفرستند؛ و از فرستادن به امريكا و شوروى وكشورهاى ديگر كه در مسير اين دو قطب هستند احتراز كنند؛ مگر انشاء الله روزى برسد كه اين دو قدرت به اشتباه خود پى بـرنـد، و در مسير انسانيت و انساندوستى و احترام به حقوق ديگران واقع شوند، يا انشاء الله مستضعفان جهان و ملتهاى بيدار و مسلمانان
[صدا و سيما، مطبوعات ]
م ـ راديـو تـلويـزيـون و مـطـبـوعـات و سـيـنـمـاهـا و تـئاتـرهـا از ابـزارهـاى مـؤ ثـر تـبـاهـى و تـخـديـر(68) مـلتـهـا، خـصـوصـا نـسـل جـوان ، بـوده اسـت ، در ايـن صـد سال اخير، بويژه نيمه دوم آن ، چه نقشه هاى بزرگى از اين ابزار، چه در تبليغ ضد اسلام و ضد روحانيت خدمتگزار و چه در تبليغ بازار كالاها، و خصوصا تجملى و تزيينى از هر قماش ، از تقليد در ساختمانها و تزيينات و تجملات آنها و تقليد در اجناس نوشيدنى و پوشيدنى ودر فـرم آنـهـا، اسـتـفـاده كـردنـد، بـه طورى كه افتخار بزرگ فرنگى مآب بودن در تمام شئون زندگى از رفتار و گفتار و پوشش و فرم آن ، بويژه در خانمهاى مرفه يا نيمه مرفه بود؛ و در آداب معاشرت و كيفيت حرف زدن و به كار بردن لغات غربى در گفتار و نوشتار به نيز مـشكل مى نمود! فيلمهاى تلويزيون از فرآورده هاى غرب يا شرق بود، كه طبقه جوان زن و مرد را از مسير عادى زندگى و كار و صنعت و توليد و دانش منحرف ، و به سوى بيخبرى از خويش و شـخـصـيـت خود، و يا بدبينى و بدگمانى به همه چيز خود و كشور خود، حتى فرهنگ و ادب و مآثر (69) پر ارزشى كه بسيارى از آن با دست خيانتكار سود جويان به كتابخانه ها و مـوزه هـاى غـرب و شـرق منتقل گرديده مجله ها با مقاله ها و عكسهاى افتضاح بار و اسف انگيز، و روزنامه ها با مسابقات در مقالات ضد فرهنگى خويش و ضد اسلامى ، با افتخار مردم ، بويژه طبقه جوان مؤ ثر، را به سوى غرب يا شرق هدايت مى كردند. اضافه كنيد بر آن تبليغ دامنه دار در تـرويـج مـراكـز فـسـاد و عـشـرتـكـده هـا، و مراكز قمار و لاتار (70)، و مغازه هاى فـروش كـالاهـاى تـجـمـلاتـى و اسـبـاب آرايـش ، و بـازيـهـا و مـشروبات الكلى بويژه ديگر، عـروسـكـهـا و اسـبـاب بـازيـهـا و كـالاهـاى تـجـمـلى وارد مـى شـد؛ و صـدهـا چـيـزهـايـى كـه امـثال من از آنها بى اطلاع هستيم . و اگر خداى نخواسته عمر رژيم سرسپرده و خانمان برانداز پـهـلوى پـيـدا مـى كـرد، چيزى نمى گذشت كه جوانان برومند ما، اين فرزندان اسلام و ميهن كه چـشـم امـيـد امـت بـه آنـهـاسـت ، بـا انواع دسيسه ها و نقشه هاى شيطانى به دست رژيم فاسد و رسانه هاى گروهى و روشنفكران غرب و شرق گرا مراكز فساد تباه مى كردند؛ و يا به خدمت قـدرتـهـاى جـهـانـخـوار درآمـده و كـشـور را بـه تـبـاهـى مـى كـشـانـدنـد. خـداونـد متعال به ما و آنان منت گذاشت و همه را از شر مفسدين و غارتگران نجات داد.
اكـنـون وصـيـت مـن بـه مـجـلس شـوراى اسلامى در حال و آينده ، و رئيس جمهور و رؤ ساى جمهور مابعد، و به شوراى نگهبان ، و شوراى قضايى ، و دولت در هر زمان ، آن است كه نگذارند اين دستگاههاى و بايد همه بدانيم كه آزادى به شكل غربى آن ، كه موجب تباهى جوانان و دختران و پسران مى شود، از نظر اسلام و عقل محكوم است ، و تبليغات و مقالات و سخنرانيها و كتب و مجلات بـر خـلاف اسـلام و عفت عمومى و مصالح كشور حرام است . و بر همه ما و همه مسلمانان جلوگيرى از آنـهـا واجـب اسـت . و از آزاديـهـاى مخرب بايد جلوگيرى شود. و از آنچه در نظر شرع حرام و آنـچـه بـر خـلاف مـسـيـر طـور قـاطـع اگـر جـلوگـيـرى نـشـود، هـمـه مـسـئول مـى باشند. و مردم و جوانان حزب اللّهى اگر برخورد به يكى از امور مذكور نمودند، به دستگاههاى مربوطه رجوع كنند. و اگر آنان كوتاهى نمودند، خودشان مكلف به جلوگيرى هستند. خداوند تعالى مددكار همه باشد.
[توصيه به سران و هواداران گروهكها]
مـلت و جـمـهـورى اسـلامـى و اسـلام فـعـاليـت مـى كـنـنـد، اول به سران آنان در خارج و داخل ، آن است كه تجربه طولانى به هر راهى كه اقدام كرديد و بـه هـر تـوطـئه اى كـه دسـت زديـد و بـه هـر كـشـور و مـقـامـى كـه توسل پيدا كرديد به شماها، كه خود را عالم و عاقل مى دانيد، بايد آموخته باشند كه مسير يك ملت فداكار را نمى شود با دست زدن به ترور و انفجار و بمب و دروغپردازيهاى بى سر و پا و غـيـر حـسـاب شـده شـيـوه هـاى غـيـر انـسـانـى و غـيـر مـنـطـقـى سـاقـط نـمـود؛ بـويـژه مـلتـى مـثـل ايران را كه از بچه هاى خردسالش تا پيرزنها و پيرمردهاى بزرگ سالش در راه هدف و جمهورى اسلامى و قرآن و مذهب جانفشانى و فداكارى مى كنند. شماها كه مى دانيد (و اگر ندانيد بـسـيـار سـاده لوحانه فكر مى كنيد) كه ملت با شما نيست و ارتش با شماها دشمن است . و اگر فـرض بـكـنـيـد بـا شـمـا بودند و دوست شما بودند، حركات ناشيانه شما دشمن تراشى كار ديگرى نتوانستيد بكنيد.
من وصيت خيرخواهانه در اين آخر عمر به شما مى كنم كه اولا با اين ملت طاغوت زده رنج كشيده ، كه پس از دو هزار و پانصد سال ستمشاهى با فدا دادن بهترين فرزندان و جوانانش خود را از زير بار ستم جنايتكارانى همچون رژيم پهلوى و جهانخواران شرق و غرب نجات داده ، به جنگ و ستيز برخاسته ايد، چطور وجدان يك انسان ، ميهن خود و ملت خود اين گونه رفتار كند، و به كـوچـك و بـزرگ آنـها رحم نكند! من به شما نصيحت مى كنم دست از اين كارهاى بى فايده و غير عـاقـلانـه بـرداريـد و گـول جـهـانـخـواران را نـخوريد. و در هر جا هستيد اگر به جنايتى دست نـزديـد، بـه مـيـهـن خـود و دامـن اسـلام برگرديد، و توبه كنيد كه خداوند ارحم الراحمين است ؛ وجـمـهـورى اسـلامـى و مـلت از شـمـا انشاء الله مى گذرند. و اگر دست به جنايتى برگشته و تـوبـه كـنـيـد. و اگـر شـهـامـت داريـد، تـن بـه مـجـازات داده ، و بـا ايـن عمل خود را از عذاب اليم
(71)خداوند نجات دهيد؛ والا در هر جا هستيد عمر خود را بيش از اين هدر ندهيد، و به كار ديگر مشغول شويد كه صلاح در آن است .
و بـعـد، بـه هـواداران داخلى و خارجى آنان وصيت مى كنم كه با چه انگيزه جوانى خود را براى آنان كه اكنون ثابت است كه براى مى كنند و ندانسته به دام آنها افتاده اند به هدر مى دهيد؟ و بـا مـلت خود در راه چه كسى جفا مى كنيد؟ شما بازى خوردگان دست آنها هستيد. و اگر در ايران هـسـتـيـد، بـه عيان مشاهده مى كنيد كه توده هاى ميليونى به جمهورى اسلامى وفادار و براى آن فـداكـارنـد؛ و بـه عـيـان مـى بـيـنـيـد كـه حـكـومـت و رژيـم فـعـلى بـا جـان و دل در خـدمـت خـلق و مـسـتـمـندان هستند؛ و آنان كه به دروغ ادعاى (خلقى ) بودن و (مجاهد) شما پـسـران و دخـتـران سـاده دل را بـراى مـقـاصد خود و مقاصد يكى از دو قطب قدرت جهانخوار به بـازى گـرفـتـه ، و خـود يـا در خـارج در آغـوش يـكـى از دو قـطـب جـنـايـتـكار به خوشگذرانى مـشـغـول ، و يـا در داخـل مـجـلل تـيـمـى بـا زنـدگـى اشـرافـى ، نـظـيـر مـنـازل جـنـايـتـكـارانـى بـدبـخت ، به جنايت خود ادامه مى دهند، و شما جوانان را به كام مرگ مى فرستند.
اسـت كـه از راه اشـتـبـاه بـرگـرديـد؛ و بـا مـحـرومـيـن جـامـعـه ، كـه بـا جـان و دل بـه جـمـهـورى اسـلامـى خـدمـت مـى كـنـنـد، مـتـحـد شـويـد؛ و بـراى ايـران مـسـتـقـل و آزاد فـعاليت نماييد؛ تا كشور و ملت از شر مخالفين نجات پيدا كند، و همه با هم به زنـدگى شرافتمندانه ادامه دهيد. تا چه وقت و براى چه گوش به فرمان اشخاصى هستيد كه جز به نفع شخصى خود فكر نمى كنند و در آغوش و پناه ابرقدرتها با ملت خود در ستيز شما در اين سالهاى پيروزى انقلاب ديديد كه ادعاهاى آنان با رفتار و عملشان مخالف است ؛ و ادعاها فـقـط بـراى فـريـب جـوانـان صـاف دل اسـت . و مـى دانـيـد كـه شـمـا قـدرتـى در مـقـابل سيل خروشان ملت نداريد، و كارهايتان جز به ضرر خودتان و تباهى عمرتان نتيجه اى نـدارد. مـن تكليف خود را، كه هدايت است ، ادا كردم . و اميد است به اين نصيحت ، كه پس از مرگ من بـه شـما مى رسد و شائبه قدرت طلبى دهيد، خداوند منّان شما را هدايت فرمايد و صراط مستقيم را به شما بنمايد.
[كمونيستهاى آمريكايى ]
وصـيـت مـن بـه چـپ گـرايـان ، مـثـل كـمـونـيـسـتـهـا و چريكهاى فدايى خلق و ديگر گروهها [ى ] مـتـمـايـل بـه چـپ ، آن اسـت كـه شـماها بدون خصوص اسلام ، اطلاع صحيح دارند، با چه انگيزه خـودتـان را راضـى كـرديـد بـه مـكـتـبى كه امروز در دنيا شكست خورده رو آوريد، و چه شده كه دل خـود را بـه چـنـد (ايـسـم ) كـه مـحـتـواى آنـهـا پـيـش اهـل تـحقيق پوچ است خوش ‍ كرده ايد؟ و شما را چه انگيزه وادار كرده كه مى خواهيد كشور خود را به دامن شوروى يا چين بكشيد، و با ملت خود به اسم (توده دوستى ) به جنگ برخاسته ، يا بـه تـوطـئه هـايـى بـراى نـفـع اجـنـبـى بـه اول پـيدايش كمونيسم ضد كشور خود و توده هاى ستمديده دست زديد؟ شما مى بينيد كه از اول پيدايش كمونيسم مدعيان آن ديكتاتورترين و قدرت طـلب و انـحـصـار طلب ترين حكومتهاى جهان بوده و هستند. چه ملتهايى زير دست و پاى شورى مـدعـى طـرفـدار تـوده ا خـورد شـدنـد و از هستى ساقط گرديدند. ملت روسيه ، مسلمانان و غير مسلمانان ، تاكنون در زير فشار ديكتاتورى سقاط گرديدند. ملت حزب كمونيست دست و پا مى زنند، و از هر گونه آزادى محروم و در اختناق بالاتر از اختناقهاى ديكتاتورى جهان به سر مى بـرد. اسـتـاليـن (72)، كه يكى از چهره هاى به اصطلاح (درخشان ) حزب بود، ورود و خروجش را و تشريفان آن و اشرافيت او را ديديم .
اكنون كه شما فريب خوردگان در عشق آن رژيم جان مى دهيد، مردم مظولم شوروى و ديگر اقمار او، چـون افـغـانـسـتان ، از ستمگريهاى هستيد، بر اين خلق محروم در هر جا كه دستتان رسيده چه جـنـايـتـى انـجـام داديـد؛ و با اهالى شريف آمل
(73) كه آنان را به غلط طرفدار پر و پا قرص خود معرفى مى كرديد و عده بسيارى را به فريب به جنگ مردم و دولت فرستاديد و به كشتن داديد، چه جنايتها كه نكرديد. و شما، (طرفدار خلق محروم ) مى خواهيد خلق مظلوم و محروم ايـران را بـه دست ديكتاتورى شوروى دهيد؛ و چنين خيانتى را با سرپوش توده ) و رفقاى آن بـا تـوطـئه و زيـر مـاسـك طرفدارى از جمهورى اسلامى ، و ديگر گروهها با اسلحه وترور و انفجار.
من به شما احزاب و گروهها، چه آنان كه به چپگرايى معروف ـ گر چه بعضى شواهد و قراين دلالت دارد كـه ايـنـان كـمونيست آمريكايى
(74) هستند ـ و چه آنان كه از غرب ارتزاق مى كـنند و الهام مى گيرند، و چه آنها كه با اسم (خود مختارى ) و طرفدارى از كرد و بلوچ دست بـه نـموده و مانع از خدمتهاى فرهنگى و بهداشتى و اقتصادى و بازسازى دولت جمهورى در آن اسـتـانها مى شوند، مثل (حزب دموكرات ) (75)و (كومله ) (76)وصيت مى كنم كه به ملت بپيوندند. و تاكنون تجربه كرده اند كه كارى جز بدبخت كردن اهالى آن مناطق نكرده انـد و نـمـى توانند بكنند؛ پس ، مصلحت خود و ملت خود و مناطق خود آن است كه با دولت تشريك مـسـاعـى نـمـوده ، و از ياغيگرى و خدمت به بيگانگان و مطمئن باشند كه اسلام براى آنان هم از قطب جنايتكار غرب و هم از قطب ديكتاتور شرق بهتر است ، و آرزوهاى انسنى خلق را بهتر انجام مى دهد.
[گروههاى مسلمان مايل به شرق و غرب ]
و وصـيـت مـن به گروههاى مسلمان كه از روى اشتباه به غرب ، و معلوم شد گاهى طرفدارى مى كردند، و به مخالفان بدخواهان اسلام از روى خطا و اشتباه گاهى لعن شد گاهى طرفدارى مى كـردنـد، وبـه مـخـالفـان بـدخـواهان اسلام از روى خطا و اشتباه گاهى لعن مى كردند و طعن مى زدند، آن است كه بر سر اشتباه خود پافشارى نكنند؛ و با شهامت اسلامى به خطاى خود اعتراف ، و بـا دولت و مـجـلس و مـلت مـظـلوم بـراى رضاى خداوند همصدا و هم مسير شده واين مستضعفان روحـانـى مـتـعـهد پاك سيرت و پاك انديشه ، را به خاطر بسپريد كه در مجلس افسرده آن روز گفت : اكنون كه بايد از بين برويم ، چرا با دست خود برويم . من هم امروز به ياد آن شهيد راه خـدا بـه شـمـا برادران مؤ من عرض مى كنم اگر ما با دست جنايتكار آمريكا و شوروى از صفحه روزگـار مـحـو شـويـم و با خون سرخ شرافتمندانه با خداى خويش ‍ ملاقات كنيم ، بهتر از آن اسـت كـه در زيـر پـرچم ارتش سرخ طريقه انبياى عظم و ائمه مسلمين و بزرگان دين مبين بوده است ، و ما بايد از آن تبعيت كنيم .
بـايـد بـه خـود بـيـاورانـيـم كـه اگـر يـك مـلت نـمـى تـوانـنـد خـلاف ايـده آنـان را تحميل كنند. از افغانستان عبرت بايد گرفت . با آنكه دولت غاصب و احزابى چپى با شوروى بـوده و هـسـتـند، تاكنون نتوانتسته اند توده هاى مردم را سركوب نمايند. علاوه بر اين ، اكنون مـلتـهـاى مـحـروم نهضت و انقلاب انجاميده ، و خود را از تحت سلطه ستمگران مستكبر نجات خواهند داد. و شـمـا مـسـلمـانان پايبند به ارزشهاى اسلامى مى بينيد كه جداى و انقطاع از شرق و غرب بـركـات خـود را دارد نـشـان مـى دهـد؛ و مـغـزهاى متفكر بومى به كار افتاده و بسوى خودكفايى پـيـشـروى مـى كـنـد؛ و آنـچـه كـارشـنـاسـان خـائن غـربـى و شـرقـى بـراى مـلت مـا مـحـال جـلوه مـى دادنـد، امروز به طور چشمگيرى با دست و فكر گرفت . و صد افسوس كه اين انـقـلاب ديـر تـحـقـق پـيدا كرد، و لا اقل در اول سلطنت جابرانه كثيف محمد رضا تحقيق نيافت ؛ و اگر شده بود، ايران غارت زده غير از اين ايران بود.
[توصيه به عناصر تبليغاتى گروهكها]
و وصـيـت مـن بـه نـويـسـندگان و گويندگان و روشنفكران و را در خلاف مسير جمهورى اسلامى صرف كنيد و هر چه توان داريد در بدبينى و بدخواهى و بدگويى از مجلس و دولت و ساير خدمتگزاران به كار بريد، و با اين عمل كشور خود را به سوى ابرقدرتها سوق دهيد، با خداى خـود يـك شـب خـلوت كـنـيـد، و اگـر بـه خـداوند عقيده نداريد با وجدان خود خلوت كنيد، و انگيزه باطنى خود را، كه بسيار مى شود خود انسانها از آن بيخبرند، بررسى كيند، را در جبهه ها و در شهرها ناديده مى گيرند، و با ملتى كه مى خواهد از زير بار ستمگران و غارتگران خارجى و داخـلى خـارج شـود و اسـتـقلال و آزادى را با جان خود و فرزندان عزيز خود به دست آورده و با فداكارى مى خواهد آن را حفظ كند، به جنگ اعصاب برخاسته ايد و به اختلاف انگيزى و توطئه هاى خائنانه دامن مى زنيد و راه را براى مستكبران و ستمگران باز مى كنيد.
راهنمايى ، براى حفظ ميهن خود، نماييد؟ آيا سزاوار نيست كه به اين ملت مظلوم محروم كمك كنيد، و بـا يـارى خـود حـكـومـت اسـلامـى را اسـتـقـرار دهيد؟ آيا اين مجلس و رئيس جمهور و دولت و قوه قضائى را از آنچه در زمان رژيم سابق بود بدتر مى دانيد؟ آيا از ياد برده ايد ستمهايى كه آن رژيم لعنتى بر اين ملت مظلوم بى پناه روا مى داشت ؟ آيا نمى دانيد كه كشور اسلامى در آن زمـان يـك پـايـگـاه نـظـامـى بـراى قواى نظامى در قبضه آنان بود، و مستشاران و صنعتگران و مـتـخـصـصـان آنـان بـا ايـن ملت و ذخاير آن چه مى كردند؟ آيا اشاعه فحشا در سراسر كشور و مـراكز فساد، از عشرتكده ها و قمارخانه ها و ميخانه ها و مغازه هاى مشروب فروشى و سينماها و ديـگـر مـراكز، كه هر يك براى تباه كردن نسل جوان عاملى بزرگ بود، از خاطرتان محو شده ؟ آيا رسانه هاى گروهى و مجلات سراسر فسادانگيز و و اكنون كه از آن بازارهاى فساد اثرى نـيـست ، براى آنكه در چند دادگاه ، يا چند جوان كه شايد اكثر از گروههاى منحرف نفوذ كرده و براى بدنام نمودن اسلامى و جمهورى اسلامى كارهاى انحرافى انجام مى دهند، و كشتن عده [اى ] كـه مـفسد فى الارض هستند و قيام بر ضد اسلام و جمهورى اسلامى مى كنند، شما را به فرياد در آورده ، و بـا كـسـانـى كـه بـا صـراحـت اسـلام را مـحكوم مى كنند و بر ضد آن قيام نموده ايد پيوند مى كنيد و دست برادرى مى دهيد؛ و آنان را كه خداوند مهدور الدَّدم
(77) فرموده نور چـشـم مـى خـوانـيـد؛ و در كـنـار بـازيـگرانى كه فاجعه 14 اسفند(78)را برپا كردند و جـوانـان بـيـگـنـاه را بـا ضـرب و شـتـم كـوبـيـدنـد نـشسته و تماشاگر معركه مى شويد، يك عـمل اسلامى و اخلاقى است ! و عمل دولت و قوه قضائيه ، كه معاندين و منحرفين و ملحدين را به جزاى اعمال خويش مى رسانند، شما را به من براى شما برادران كه از سوابقتان تا حدى مطلع و عـلاقـمـند به بعضى از شما هستم متاءسف هستم ، نه براى آنان كه اشرارى بودند در لباس خـيـرخـواهـى و گرگهايى در پوشش چوپان و بازيگرانى بودند كه همه را به باد بازى و مـسـخـره گـرفـتـه و در صدد تباه كردن كشور و ملت و خدمتگزارى به يكى از دوقطب چپاولگر بودند آنان كه با دست پليد خود جوانان و مردان ارزشمند وعلماى مربى جامعه را شهيد رسوا و در پـيـشگاه خداوند قهّار مخذول (79)نمودند، و راه بازگشت ندارند كه شيطان نفس ‍ امّاره (80) برآنان حكومت مى كند. لكن شما برادران مؤ من با دولت و مجلس كه كوشش دارد خدمت بـه مـحـرومـين و مظلومين و برادران سرو پا برهنه و از همه مواهب زندگى محروم نمايد چرا كمك نـمى كنيد و شكايت داريد؟ آيا مقدار خدمت دولت و بنيادهاى جمهورى را با اين گرفتاريهاى و نا بسامانيها، كه لازمه هر خارجى و داخلى و 9J.جـان و دل خدمت مى كنند. شما مؤ منان هم پشتيبان دولت باشيد تا رفت ، با نشان خدمتگزارى به بندگان او برويد.
[اقتصاد، مالكيت و عدالت اجتماعى ]
س ـ يـكـى از امـورى كـه لازم بـه تـوصيه و تذكر است آن است كه اسلام نه با سرمايه دارى ظالمانه و بى حساب ومحروم كننده توده هاى تحت ستم و مظلوم موافق است ؛ بلكه آن را به طور جـدى گـر چـه بـعـض كـج فـهـمـان بـى اطـلاع از رژيـم حـكـومـت اسـلامـى و از مـسـائل سـيـاسـى حـاكم در اسلام در گفتار و نوشتار خود طورى وانمود كرده اند (و باز هم دست بـرنـداشته اند) كه اسلام طرفدار بى مرز و حد سرمايه دارى و مالكيت است ! و با اين شيوه ، كـه بـا فـهم مج مغرضان و دشمنان اسلام باز نموده كه به اسلام بتازند و آن را رژيمى چون رژيـم سـرمـايـه دارى غـرب ، مـثـل رژيم امريكا و انگلستان و ديگر چپاولگران غرضمندان و يا ابـلهـانـه بـدون مـراجعه به اسلام شناسان واقعى با اسلام به معارضه برخاسته اند ـ و نه رژيمى مانند رژيم كمونيسم و ماركسيسم (81)لنينيسم است كه با مالكيت فردى مخالف و قايل به اشتراك مى باشند، با اختلاف زيادى كه دوره هاى قديم تاكنون حتى اشتراك در زن و هـمـجـنـس بـازى بـوده ، و يك ديكتاتورى و استبداد كوبنده در برداشته ، بلكه اسلام يك رژيم مـعـتـدل ، بـا شـناخت مالكيت بحق به آن عمل شود چرخهاى اقتصاد سالم به راه مى افتد و عدالت اجتماعى ، كه لازمه يك رژيم سالم است ، تحقق مى يابد.
در ايـنـجـا نـيـز يـك دسـتـه بـا كـج فـهـمـيها و بى اطلاعى از اسلام و اقتصاد سالم آن در طرف مـقـابـل دسـتـه اول قرار گرفته ، و گاهى با تمسك به بعضى آيات با جملات نهج البلاغه اسـلام را مـوافـق بـا مـكـتـبـهاى انحرافى ماركس و امثال او معرفى نموده اند، و توجه به ساير خـاسـتـه (و مـذهـب اشـتـراك ) را تـعـقـيـب مـى كنند، و از كفر و ديكتاتورى و اختناق كوبنده ، كه ارزشـهـاى انـسـانـى را نـاديـده گـرفـتـه و يـك حـزب اقـليـت بـا تـوده هـاى انـسـانـى مثل حيوانات عمل مى كنند. حمايت مى كنند.
وصـيـت مـن بـه مـجلس و شوراى نگهبان و دولت و رئيس جمهور و شوراى قضائى آن است كه در مـقـابـل احكام خداوند متعال خاضع دارى ، و قطلب ملحد اشتراكى و كمونيستى واقع نشويد، و به مالكيت و سرمايه هاى مشروع با حدود اسلامى احترام گذاريد؛ و به ملت اطمينان دهيد تا سرمايه هـا و فـعـاليـتـهـاى سـازنـده بـه كـار افـتند و دولت را به خود كفايى و صنايع سبك و سنگين برسانند.
وبـه ثـروتـمـنـدان و پـولداران مـشـروع وصـيـت مـى كنم كه ثروتهاى عادلانه خود را به كار انـدازيد، و به فعاليت سازنده در مزارع وو به همه در كوشش براى رفاه طبقات محروم وصيت مـى كـنـم ، كـه خـيـر دنـيـا و آخـرت شـمـاهـا رسـيـدگـى بـه حـال مـحـرومان جامعه است كه در طول تاريخ ستمشاهى و خان ـ خانى در رنج و زحمت بوده اند. و چـه نيكو كه طبقات تمكن دار به طور داوطلب براى زاغه و چَپرنشينان
(82)مسكن و رفاه تـهـيـه كـنند. و مطمئن باشند كه خير دنيا و آخرت در آن است . و از انصاف به دور است كه يكى بيخانمان و يكى داراى
[روحانيون مخالف نظام ]

ع ـ وصـيـت ايـنـجـانـب بـه آن طـايـفـه از روحـانيون و روحانى نماها كه با انگيزه هاى مختلف با جـمـهـورى اسـلامى و نهادهاى آن مخالف مى كنند و وقت خود را وقف براندازى آن مى نمايند، و با مـخـالفـان تـوطـئه گـر و بـازيـگـران سـيـاسـى كـمـك ، و گـاهـى ، بـه طـورى كـه نـقـل مـى كـنـد غـلطـكاريها تاكون نبسته ، و بعد از اين هم گمان ندارم ببنديد. بهتر آن است كه اگـر براى دنيا به اين عمل دسته زده ايد ـ و خداوند نخواهد گذشت كه شما به مقصد شوم خود بـرسـيـد ـ تـا در توبه باز است از پيشگاه خداوند عذر بخواهيد؛ و با ملت مستمند مظلوم همصدا شويد؛ و از جمهورى اسلامى ، كه با فداكاريهاى ملت به دست آمده ، حمايت كنيد، كه خير دنيا و آخـرت در آن اسـت ، گـرچـه گـمـان نـدارم كـه و اما به آن دسته كه از روى بعض ‍ اشتباهات يا بـعـض خـطاها، چه عمدى و چه غعير عمدى ، كه از اشخاص مختلف يا گروها صادر شده و مخالف با احكام اسلام بوده است با اصل جمهورى اسلامى و حكومت آن مخالفت شديد مى كنند و براى خدا در براندازى آن فعاليت مى نمايند، و با تصور خودشان اين جمهورى از رژيم سلطنتى بدتر يا مثل آن است ، با نيت صادق در خلوات تفكر كنند و از روى در انقلابهاى دينا هرج و مرجها و غلط رويـهـا و فـرصـت طلبيها غير قابل اجتناب است . و شما اگر توجه نماييد و گرفتاريهاى اين جـمهورى را در نظر بگيريد ـ از قبيل توطئه ها، و تبليغات دروغين ، و حمله مسلحانه خارج مرز و داخل ، و نفوذ غير قابل اجتناب گروههايى از مفسدان و مخالفان اسلام در تمام ارگانهاى دولتى بـه قـصد ناراضى كردن ملت از اسلام و حكومت اسلامى ، و تازه كار بودن اكثر يا استفاده هاى كـلان غـيـر مـشـروع بـازمـانـده يـا اسـتـفـاده آنـان كـم شـده ، وكـمـبـود چـشـمگير قضات شرع ، و گرفتاريهاى اقتصادى كمر شكن ، و اشكالات عظيم در تصفيه و تهذيب متصديان چند ميليونى ، و كـمـبـود مـردمـان صـالح كـاردان و مـتـخصص ، و دهها گرفتارى ديگر، كه تا انسان وارد گود نـبـاشـد از آنها بيخر است ـ و از طرفى اشخاص غرضمند سلطنت طلب سرمايه دار هنگفت كه با ربـاخـوارى و سودجويى و با سودجويى و با اخراج ارز و گرانفروشى به حد سرسام آور و قـاچـاق و احـتكار مستمندان و محرومان جامعه را تاحد هلاكت در فشار قرار داده و جامعه را به فساد مـى كشند نزد شما آقايان به شكايت و فريبكارى آمده ، و گاهى هم براى باور آوردن و خود را مسلمان خاص نشان دادن به عنوان (سهم ) (83) مبلغى مى دهند و اشك تمساح (84) مـى ريـزنـد، و شـمـا را عصبانى كرده و به مخالفت بر مى انگيزانند، كه اقتصاد كشور را به شكست مى كشند.
ايـنجانب نصيحت متواضعانه برادرانه مى كنم كه آقايان محترم تحت تاءثير اين گونه شايعه سـازيـهـا قـرار نگيرند؛ و براى خدا و حفظ اسلام اين جمهورى را تقويت نمايند. و بايد بدانند كـه اگـر ايـن جـمـهـورى اسـلامى شكست بخورد، به جاى آن يك رژيم اسلامى دخلواه بقية اللّه ـ روحـى فـداه ـ يـا مطيع امر شما آقايان تحقق نخواهد مى رسد، و محرومان جهان ، كه به اسلام و حـكـومـت اسـلامـى رو آورده و دل باخته اند، ماءيوس مى شوند، و اسلام براى هميشه منزوى خواهد شـد؛ و شـمـاهـا روزى از كردار خود پشيمان مى شويد كه كار گذشته و ديگر پشيمانى سودى نـدارد. و شـمـا آقـايـان اگـر تـوقـع داريـد كه در يك شب همه امور بر طبق اسلام واحكام خداوند تـعـالى مـتـحـول شـود، يـك اشـتـبـاه اسـت ، و در تـمـام طـول تـاريـخ بـشر چنين معجزه اى مصلح كـل (85)ظـهور نمايد، گمان نكنيد كه يك معجزه شود و يك روزه عالم اصلاح شود؛ بلكه بـا كـوشـشـهـا و فـداكـاريـهـا سـتـمـكـاران سـركـوب و مـنـزوى مـى شـوند. و اگر نظر شماها، مـثـل نـظـر بـعضى عاميهاى منحرف ، آن است كه براى ظهور آن بزرگوار بايد كوشش در تحقق كـفـر و ظـلم كـرد تـا عـالم را ظـلم فـرا گيرد و مقدمات ظهور فراهم شود، فَإ نّاللّه و إ نّا إ لَيْهِ راجِعوُنَ.(86)پ
[مسلمانان و مستضعفان جهان ]
ف ـ وصـيـت مـن بـه هـمـه مـسـلمانان و مستضعفان جهان اين است كه شماها نبايد بنشينيد و منتظر آن بـاشـيـد كـه حـكـام و دسـت انـدركـاران كـشـورتـان ، يا قدرتهاى خارجى ، بيايند و براى شما اسـتـقـلال و آزادى را تـحـفـه بـيـاورنـد. مـا و شـمـاهـا لااقـل در ايـن صـد سـال اخـيـر، كـه بـتـدريـج پاى قدرتهاى بزرگ جهانخوار به همه كشورهاى اسلامى و ساير كـشـورهـاى بـازگـو كـردنـد، كـه هـيـچـيـك از دول حـاكـم بـرايـن كـشـورهـا در فـكـر آزادى و اسـتـقـلال و رفـاه مـلتـهـاى خـود نـبوده و نيستند؛ بلكه اكثريت قريب به اتفاق آنان يا خود به ستمگرى و اختناق ملت خود پرداخته ، و هر چه كرده اند براى منافع شخصى يا گروهى نموده ؛ يـا بـراى رفـاه قـشـر مـرفـه و بـالانـشين بوده ، و طبقات مظلوم كوخ و كَپَر نشين از همه مواهب زنـدگـى ، حـتـى مـثـل آب و نـان وقـوت لايـمـوت ، محروم بوده ، و آن دست نشاندگان قدرتهاى بـزرگ بـوده انـد، كـه بـراى وابـسـتـه كـردن كشورها و ملتها هر چه توان داشته اند به كار گرفته ، و با حيله هاى مختلف كشورها را بازارى براى شرق و غرب درست كرده و منافع آنان را تـاءمـيـن نـمـوده انـد، و مـلتها را عقب مانده و مصرفى بار آوردند، واكنون نيز با اين نقشه در حركت اند.
و شـمـا، اى مـسـتـضـعـفـان جـهـان ، و اى كـشـورهـاى اسـلامـى و مسلمانان تبليغاتى ابرقدرتها و عـمـال سـرسـپـرده آنـان نـتـرسيد؛ و حكام جنايتكار كه دسترنج شما را به دشمنان شما و اسلام عـزيـز تسليم مى كنند از كشور خود برانيد؛ و خود و طبقات خدمتگزار متعهد زمام امور را به دست گـيـريد؛ و همه در زير پرچم پرافتخار اسلام مجتمع ، و با دشمنان اسلام و محرومان جهان به دفـاع بـرخـيـزيـد؛ و بـه سـوى يـك دولت اسـلامـى بـا جـمـهـوريـهـاى آزاد و مـسـتـقـل بـه پـيـش رويـد، كـه بـا تـحـقق مستضعفان را به امامت و وراثت ارض (87) خواهيد رساند، به اميد آن روز كه خداوند تعالى وعده فرموده است .
[وصيت به ملّت شريف ايران ]
ص ـ يك مرتبه ديگر، در خاتمه اين وصيتنامه ، به ملت شريف ايران وصيت مى كنم كه در جهان حـجـم تحمل زحمتها و رنجها و ارزشمندى و علوّ رتبه آن است . آنچه كه شما، ملت شريف و مجاهد، بـراى آن بـه پـا خـاسـتـيـد و دنـبـال مـى كـنـيـد و بـراى آن جـان و مال نثار كرده و مى كنيد والاترين و بالاترين و ارزشمندترين مقصدى است ؛ و مقصودى است كه از صدر عالم در ازل (88) و از پس اين جهان تا ابد(89) عرضه شده است و خواهد شـد. و آن مـكتب الوهيّت (90) به معنى وسيع آن و ايده توحيد با ابعاد رفيع آن است ، كه اساس خلقت است . و آن در مكتب محمدى ـ صلى الله عليه و آله و سلّم ـ به تمامى معنى و درجات و ابـعـاد مـتـجـلى شـده ؛ و كـوشـش تمام انبياى عظام ـ عليهم سلام اللّه ـ و اوليا معظم ـ سلام اللّه عـليـهـم ـ بـراى تـحـقـق آن بـوده ؛ و راهـيـابـى بـه كـمـال مـطـلق و جلال و جمال بينهايت جز با آن ميسر نگردد. آن است كه خاكيان را بر ملكوتيان و برتر از آنان شـرافـت داده ؛ و آنـچـه بـراى خـاكـيـان